السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

562

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

صداى آلات موسيقى همچون ناى و سرنا و سه تار مىرقصند و لذت مىبرند و بشكن مىزنند . گروهى نيز چنان اختيار از كف مىدهند كه لباس خود را مىدرند . آنگاه ابليس گفت : من هرگاه از نفرين انسان‌هاى صالح مىرنجم نزد زنان مىروم و آرامش مىيابم . او در ادامه گفت : با اين تخم‌مرغ خود را از آسيب نفرين صالحان بر كنار مىدارم و با اين قلاب ، دل‌هاى پاكان را به سوى خود مىكشم . آنگاه يحيى پرسيد : آيا تاكنون شده است كه بر من چيره گردى ؟ ابليس گفت : نه . ولى تو خصلتى دارى كه باعث مىشود نتوانى نمازت را به خوبى به‌جاى آورى و آن خصلت پرخورى است . يحيى با شنيدن اين سخن با خداوند پيمان بست كه هرگز با شكم سير نخوابد تا بتواند با خداوند ديدار كند . شيطان نيز با خود پيمان بست كه تا آنگاه كه پروردگار را در روز رستاخيز ملاقات مىكند هرگز كسى را به نيكى و درستى راهنمايى نكند . « 1 » امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : همسر زكريا ، خواهر مريم بنت عمران بود . آن زن از فرزندان « ماثان » بود و ماثان بزرگ بنى اسرائيل بود . زكريا از خدا خواست كه وارثى براى او قرار دهد . « 2 » امام سجاد عليه السّلام فرموده‌اند : با پدرم امام حسين عليه السّلام از مدينه خارج شديم . او در هيچ منزلگاهى فرود نيامد مگر آنكه يحيى بن زكريا را ياد مىكرد . پدرم روزى به من فرمود : دنيا چنان پست است كه سر يحيى بن زكريا را به زنى هرزه از زنان ولگرد بنى اسرائيل هديه كردند . « 3 » در كتاب احتجاج آمده است : « سعد بن عبد اللّه » از حضرت مهدى عليه السّلام دربارهء تفسير آيل « كهيعص » پرسيد .

--> ( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 127 . ( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 48 . ( 3 ) . مجمع البيان ج 3 ص 779 .